کد خبر: ۷۲۸۷۷۲
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۶ 26 March 2019

بوشهر: این ناشناخته بودن استان بوشهر برای رسانه ملی، بخشی از تصورات در خصوص اینکه، نانِ نفت و گاز و پتروشیمی و عسلویه برای پایتخت نشینان است و نامش برای بوشهر را نیز به هم ریخته و نشان می دهد حتی نام عسلویه و نفت و گاز هم به استان بوشهر گره نخورده، چه برسد به اینکه نانش نصیب مردمان این استان شود!

مصطفی ارجمند

به تازگی کلیپی در فضای مجازی منتشر شده که نشان می دهد در یکی از برنامه های شبکه یک تلویزیون، دو میهمان سلبریتی، بر سر اینکه بوشهر استان نیست اتفاق نظر دارند و حتی یکی از مهمانان معتقد است بوشهر شهرستانی از هرمزگان است!

ادبیات میهمان برنامه وقتی می گوید: «مگر بوشهر استان است؟!» و « چطور من تا به حال نشنیده ام؟!» به شکلی آشکار، دردناک و گزنده است.

 

 

البته این ناآشنایی با استان استراتژیک و درآمدزای ایران، چندان هم برایم عجیب نبود چه آنکه در دوران تحصیل در یکی از استان های شمالی هم، وقتی نام بوشهر را به عنوان استان زادگاهم اعلام کردم استاد دانشگاه گفت: «بوشهر جز استان هرمزگان است؟!»

اما ذکر چند نکته در این خصوص ضروری است:

اول: شنیدن چنین موضوعات ناخوشایندی در مورد استانی که بخش بزرگی از سبد انرژی و درآمد ایران را تامین می کند به قدری ناخوشایند است که حتی توجیهاتی چون سلبریتی های میهمان بی سواد بوده اند هم نمی تواند تحقیر نمایان شده را پنهان کند!

دوم: چه بخواهیم چه نخواهیم بخشی از مردم ایران، استان بوشهر را آنگونه که شایسته جایگاهش است نمی شناسند و دو میهمان برنامه و مجری فقط مشت نمونه خروار هستند. پس اگر قرار است جوالدوزی به این افراد بزنیم لازم است یک سوزن هم به خود بزنیم که چرا استانی مثل هرمزگان باید شناخته شده تر از بوشهر باشد. لازم است در کنار بی سوادی میهمانان برنامه صدا و سیما، نقش مسئولان استان و ما مردم را هم در این موضوع واکاوی کنیم.

سوم: استان بوشهر دارای ذخایر استراتژیک ویژه ای چون نفت و گاز است که شاهرگ حیاتی کشور محسوب می شود و در سوی دیگر، صدها کیلومتر مرز دریایی زیبا دارد که فقط همین دو مزیت برای شناساندن استان به کشور و حتی خارج از مرزهای جغرافیایی مملکت کفایت می کند. اما به نظر می رسد با وجود این مزیت های مهم، همچنان نام استان بوشهر تحت الشعاع استان هرمزگان یا خوزستان است!

چهارم: این ناشناخته بودن استان بوشهر برای رسانه ملی، بخشی از تصورات در خصوص اینکه، نانِ نفت و گاز و پتروشیمی و عسلویه برای پایتخت نشینان است و نامش برای بوشهر را نیز به هم ریخته است و نشان می دهد حتی نام عسلویه و نفت و گاز هم به استان بوشهر گره نخورده، چه برسد به اینکه نانش نصیب مردمان این استان شود!

باختن قافیه در مدیریت های نفت و گاز به نیروهای انسانی سایر استان ها و مدیریت مجزا و واتیکان گونه استان در این بخش، علاوه بر اینکه فرصت های بهره برداری از منافع مادی آن را  از بوشهر گرفته، حتی شهرت جهانی اش هم با نام بوشهر آمیخته نکرده است!

پنجم: در بخش گردشگری و ظرفیت های ساحلی زیبای استان هم به نظر می رسد در دو بخش توسعه توریسم زیر ساخت های دریایی و تبلیغات با چالش های جدی مواجه هستیم و گام های برداشته شده در این بخش بسیار ناکافی و ضعیف است.

در بخش زیر ساخت ها، طی سالیان گذشته گام های جدی تری (هر چند ناکافی) برداشته شده اما در بخش تبلیغات و اطلاع رسانی بدون تردید باید به ضعف مفرط صدا و سیمای استان، میراث فرهنگی و گردشگری و رسانه های مجازی و مکتوب در تولید محتوای ملی اذعان کرد.

ششم: موضوع دیگری که باید به آن اعتراف کرد دست خالی استان بوشهر در مدیریت های کلان کشور است. یقینا نقش نامداران ملی در جلب توجه مردم و مسئولان کلان کشور به یک منطقه و دیار بسیار مهم و اساسی است و شوربختانه توسعه و پرورش سرمایه انسانی در استان بوشهر به دلایلی که در این مقال نمی گنجد بسیار ضعیف است.

سهم مدیریتی استان بوشهر، هم در صنایع نفت و گاز، هم وزارتخانه ها و سایر نهادهای ملی، به شدت ناچیز است و همین امر هم باعث شده، سهم استان در استفاده از ظرفیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور و نیز سوق دادن نگاه مرکز نشینان به ظرفیت های استان، (با توجه به نقش ویژه استان در معادلات اقتصادی کشور) در خور توجه نباشد.

لازم است در کنار دو ظرفیت بزرگ استان در حوزه توریسم دریایی و صنعت، به بخش هایی چون ورزش قهرمانی (تیم های پارس جنوبی جم، شاهین بوشهر، ایران جوان و سایر ورزش های جمعی و انفرادی) نیز پرداخته شود تا بتوان سهم استان را از اطلاع رسانی کشوری به ویژه رسانه ملی افزایش داد.

در زمان انتشار این یادداشت، سیدعلی صالحی بازیگر مربوطه با انتشار پستی در اینستاگرامش، نسبت به اشتباه رخ داده عذرخواهی کرد

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: