صادق زیباکلام در برازجان:
بوشهر: صادق زیباکلام که به دعوت «مجمع جوانان اصلاح طلب دشتستان» به برازجان سفر کرده بود، در همایش «نسبت سیاست های اقتصادی دولت با شرایط کنونی کشور» به سوالات حاضرین پاسخ داد.
کد خبر: ۶۹۳۵۵۰
تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۷ 22 December 2018

بارها به دوستان اصولگرا گفته ام؛ شما فقط یک مورد را نشان دهید که امریکا ستیزی و دشمنی با امریکا در 40 سال گذشته، یک نفع را برای ایران داشته؛ ولی نتوانسته اند

بوشهر: صادق زیباکلام که به دعوت «مجمع جوانان اصلاح طلب دشتستان» به برازجان سفر کرده بود، در همایش «نسبت سیاست های اقتصادی دولت با شرایط کنونی کشور» به سوالات حاضرین پاسخ داد.

؛ گزیده پرسش و پاسخ های مطرح شده و حواشی این جلسه به نقل از فکر شهر در ادامه می خوانید:

چرا دلار در ایران افسارگسیخته بالا رفت و هیچ کس کاری نکرد؟ آیا شما معتقدید که همچنان باید از دولت روحانی حمایت کرد؟

  • کاش مشکل فقط  روحانی و نوبخت و جهانگیری... بود، ولی این نیست. شما یک مقطع را بگویید که دلار در حال بالا رفتن نبوده؛ همیشه در حال بالارفتن بوده و هیچ وقت در حال پایین آمدن نبوده؛ در بهترین حالت یا درجا زده و یا رشدش کند بوده.
  • قیمت دلار؛ بخشی از آن به خاطر حالت هیجانی است که گفته می شد از 13 آبان تحریم ها شروع می شود. بعد که از 13 آبان ماه عبور کردیم؛ دلار از اواسط آبان ماه کم کم قیمتش پایین آمد و یک نظر دیگر می گوید که دولت دارد اندوخته دلارش را آرام آرام وارد بازار می کند و قیمت ها کاهش یافته و بازار به حالت تعادل رسیده؛ عرض اصلی من این است که همه این ها از عوارض اقتصاد دولتی است. می توان عوارض زیادتری را برای اقتصاد دولتی برشمرد؛ یکی از مصیبت های بزرگ اقتصاد دولتی این است که مردم به تدریج، اعتمادشان از دولت سلب می شود.
  • همان موقع که وضع دلار در ایران این گونه شد، اگر یادتان باشد، چنین اتفاقی برای ترکیه هم افتاد، منتهی آقای اردوغان گفت که هر چه دلار و طلا و ارز خارجی دارید، بیاورید به دولت بفروشید و مردم در ترکیه صف بستند و رفتند فروختند؛ ولی در ایران دولت به مردم گفت نخرید، مردم صف کشیدند که بخرند؛ چرا که اعتماد عمومی دارد سلب می شود و این فقط در مورد دلار نیست.
  • سال 92 که محبوبیت روحانی هنوز بالا بود، به مردم گفته شد بیایید برای ثبت نام یارانه به استثنای آنهایی که وضعیت خوبی دارند؛ ولی همه مردم رفتند ثبت نام کردند، حتی آن هایی که این پول برایشان عدد و رقمی نیست؛ 90 درصد مردم ثبت نام کردند و آن 10 درصدی هم که نرفتند، حتما شناسنامه یا کارت ملی نداشتند! همه رفتند چون اعتماد مردم به دولت از بین رفته و شکاف ملت و دولت ایجاد شده. این مردم همان هایی هستند که وقتی 30 سال پیش در زمان جنگ، اعلام می کردند که هر کس می تواند کمک کند به جنگ، هر کس حتی اگر فقط 5 تخم مرغ داشت، می رفت، همه 5 تا تخم مرغش را می داد؛ ولی امروز حتی کسی که نیاز ندارد هم می رود یارانه ثبت نام می کند. می گفتند ما به این ها اعتماد نداریم و خودمان یارانه را می گیریم و می دهیم به فقرا.

اگر از امشب، شما نفر اول کشور باشید، چه اقدامی خواهید کرد و رویارویی ایران و امریکا چه سودی برای کشور دارد؟

  • یک مساله بنیادی تحت عنوان دشمنی با امریکا و امریکا ستیزی را مطرح کرده اند. نمی شود در یک تا 2 دقیقه گفت؛ فقط می توانم یک چیز را بگویم که بارها به دوستان اصولگرا در مناظره ها هم گفته ام؛ شما فقط یک مورد را نشان دهید که امریکا ستیزی و دشمنی با امریکا در 40 سال گذشته، یک نفع را برای ایران داشته؛ ولی نتوانسته اند، من دو جین مورد می آورم که چگونه دشمنی با امریکا و این امریکا ستیزی، ظرف 40 سال گذشته، تیشه به ریشه منافع ملی ما زده است.
  • پرسیده اند اگر شما اختیار می داشتید، راه برون رفت شما ار مشکلات اقتصادی کنونی، چه بود؟ عزیزان، من که عرض کردم ما چاره دیگری نداریم مگر این که اقتصاد دولتی ایران را تبدیل به اقتصاد آزادی بکنیم که کشورهای دیگر که موفق بوده اند، این کار کرده اند. ما هیچ راه دیگری جز پیروی از این کشورها نداریم. ما هیچ راهی جز رفتن به سمت اقتصاد آزاد نداریم.

چرا فرزندان مسوولین، در کشورهایی که ما به آن ها فحش می دهیم، زندگی می کنند و عشق و حالشان را می کنند؟

  • این که فرزند شما کجا زندگی می کند یک مساله شخصی است و به هیچ کس مربوط نیست. شما وزیر هستید، وکیل هستید، استاد دانشگاه هستید، در دشتستان تاجر هستید، روحانی هستید یا...، به کسی مربوط نیست که فرزند شما در امریکا، نجف، دلوار، قم یا... زندگی می کند. انتخاب محل زندگی هر فرد، جزو اولین حقوق هر فرد است. بنابراین از نظر من این که فرزند فلانی در نیویورک زندگی می کند، نه افتخار است و نه ننگ و رسوایی.
  • اما نکته دوم؛ اما مشکل از جایی شروع می شود که یک نفر شعار مرگ بر امریکا می دهد و بچه هایش در امریکا زندگی می کنند. این غیر اخلاقی است. این که آن مسوول به هر دری زده و این کار و آن کار را کرده تا فرزندانشان در امریکا را تامین کند، نادرست است. اگر تحقیق کردید که آن فرد، نه خلافی کرده و نه برداشت غیر قانونی کرده و نه پولی از جایی برای تامین بچه هایش به دست آورده، کسی حق ندارد بگوید چرا فلانی بچه هایش خارج از کشور زندگی می کنند، ولی وقتی می بینیم یکی، انواع و اقسام مفاسد را انجام داده و بچه هایش در امریکا زندگی می کنند و دارد شعار مرگ بر امریکا هم می دهد و پرچم امریکا را هم پاره می کند و...؛ این ها اشکال دارد. اگر اعتراضی می کنیم، به غیر اخلاقی و غیر اصولی عمل کردن برخی مسوولین است؛ این که یک شعار بدهند و یواشکی یک کار دیگر بکنند.

آقای زیباکلام، درباره برجام صحبت کنید؛ چه شد؟

  • ما در ایران یک جریان رادیکال تندرو انقلابی داریم که این جریان اساسا با هر عمل و رویکردی که منجر به تنش زدایی با اروپا، امریکا و غرب شود، مخالف است. اگر یادتان باشد، در دولت اول آقای روحانی، شهریور و مهر بود که مساله مذاکره با 5+1 سر مساله هسته ای به طور جدی شروع شد و از همان ابتدای سال 92،  تندروها شروع به مخالفت با مساله کردند، در سفارت امریکا جمع شدند، در 13 آبان 92 و اسم خودشان را گذاشتند دلواپسان؛ در تمام 21 ماهی که مذاکرات هسته ای در جریان بود، تندروها از هیچ مخالفتی با اصل مذاکره، خودداری نکردند، چیزهای مختلف می گفتند که چرا وزیر خارجه ما نشسته با وزیر خارجه امریکا گفت و گو می کند؟ بعد از 21 ماه مبارزه نفس گیر، توافق تاریخی وین در تیرماه 94 اتفاق افتاد که به تدریج به برجام معروف شد، از روزی که برجام امضا شد، تندروها از هیچ تلاشی برای سنگ انداختن، تیغ و تیکه انداختن در جلوی برجام خودداری نکردند، گفتند تمام امتیازات را ما دادیم و امریکایی ها هیچ امتیازی ندادند، گفتند برجام به نفع امریکایی ها بوده، از هیچ تلاشی علیه برجام فروگذار نکردند؛ تا نهایتا ترامپ آمد و عکس نظر تندورهای ما را گفت؛ تندروها می گفتند همه امتیازات را ظریف و جمهوری اسلامی ایران داده و امریکایی ها هیچ امتیازی نداده اند و ترامپ آمد و گفت که همه برجام به نفع ایران بوده و امتیازات را امریکا به ایران داده و نهایتا هم ترامپ، از برجام آمد بیرون و تندورهای ما یک نفسی کشیدند.
  • من معتقدم که این جریان تندروی رادیکال انقلابی، با هر چیزی که احساس کنند در راستای تنش زدایی با غرب و امریکا است، مخالفت می کنند؛ با برجام مخالفتند کردند، با مذاکره، با FATF و CFT  مخالفت کردند، با هر چیزی که احساس کنند ممکن است به تنش زدایی ایران و امریکا کمک کند، مخالفت می کنند، چرا که من فکر می کنم، امریکا ستیزی، عملا به هویت ایشان تبدیل شده، اگر امریکاستیزی را از آن بگیریم، عملا چیزی برایش باقی نمی ماند. شما فرض بگیرید که بین ما و امریکا، تنش زدایی شده، نه این که رابطه با امریکا برقرار شده باشد، بلکه دارد به سمت تنش زدایی می رود، خب آن ها چه بکنند؟

مردم اینجا سوال دارند که زیباکلام، سوپاپ اطمینان نظام است؛ زیرا بی پرده سخن گفتن و آزاد بودن با هم همخوانی ندارد.

  • بله. من سوپاپ اطمینان نظام هستم. چه بگویم دیگر... {تشویق حضار} فرض کنید من سوپاپ اطمینان نظام هستم، فرض کنید من جاسوس نظامم، فرض کنید من عضو اطلاعاتم، من نوکر امریکا هستم، فرض کنید مزدور اسراییلم، غلام انگلیسم، وطن فروشم، خائنم، معتادم، ماری جوانا می کشم... فرض کنیم هر چه شما می گویید... به حرف هایم توجه کنید، این ها مهم است.

نقش روسیه در تنش بین ایران و امریکا چیست؟

  • هفته گذشته که چینی ها از پارس جنوبی خارج شدند، من از قبل منتظر بودم که بروند، چرا که حجم مبادلات بین چین و امریکا چیزی حدود 800 میلیارد دلار است که حدود 600 میلیارد دلارش صادرات چین به امریکا است و 200 میلیارد صادرات امریکا به چین؛ کل نفتی که ما به چینی ها می فروشیم و آت و اشغال هایی که از چین وارد می کنیم، 20 میلیارد هم نمی شود. چرا توقع دارید چینی ها از 600 میلیارد بگذرند به خاطر 20 میلیارد؟ شما نذر کرده اید که منافع ملیتان را به خاطر امریکا ستیزی زیر پا بگذارید؛ چینی ها به هیچ وجه چنین نذری نکرده اند، چینی ها می روند جایی که منافع ملیشان است، روس ها می روند جایی که منافع ملیشان است، اروپایی ها هم همینطور... هر کشوری برایش منافع ملی خودش مهم است؛ چرا انتظار دارید که روس ها بیایند پشت شما؟ روس ها هر جا که منافع ملیشان حکم کند هستند با شما و هر جا هم که منافع ملیشان حکم نکند، نیستند با شما.

شما پستی گذاشته اید در توئیتر، که بازنده اصلی انتخابات آتی، اصلاح طلبان هستند، فکر نمی کنید این پست باعث ناامیدی در جبهه اصلاحات می شود؟

  • من آدم واقع بینی هستم و نمی توانم چشمم را بر واقعیات ببندم. ولی در حال حاضر که 28 آذر 97 هستیم، آن شانزده، هفده میلیونی که به آقای رییسی رای دادند، تکلیفشان روشن است، آن ها احساس تکلیف و وظیفه شرعی می کنند، می روند پای صندوق، سال 98 و سال 1400 هم هر کس نماینده اصولگرایان شد، می روند و به او رای می دهند، می ماند آن 24 میلیون، من معتقدم که اگر همین فردا اعلام انتخابات بشود، 80 تا 90 درصد آن 24 میلیون در انتخابات شرکت نمی کنند، چه برسد که ما بگوییم بیایید به این نامزد رای دهید یا آن نامزد.
  • من مثل تیمی هستم که دارم با منچستریونایتد بازی می کنم و سه گل در رفت خورده ام و در برگشت هم دو گل خورده ام، ولی به هیچ وجه قصد ندارم بازی را ببازم؛ همین الان اگر بازی متوقف شود، بله، من بازنده هستم، اما به هر حال، باید تلاش و تقلا بکنیم؛ باید همین جوانان اصلاح طلب دشتستان، همت بکنیم، در تهران هم همت شود و این نشود که دوباره قوه مجریه بیفتد دست اصولگرایان؛ ولی ممکن است نتوانیم، اگر با همین فرمان آقای روحانی جلو برود، ممکن است ما همان 10 یا 20 درصد را هم از دست بدهیم و اصلا کسی پای صندوق نیاید، خودش و حسین فریدون بروند، پای صندوق! این است که ما به امید زنده ایم؛ به این که بتوانیم مجاب کنیم که مردم بیایند پای صندوق.

شما نه قرآن، نه اسلام و نه امام را قبول دارید. خط فکری شما چیست؟

  • این که من آیا قرآن را قبول دارم یا نماز می خوانم یا نمی خوانم، فقط به خودم مربوط می شود و به شما هیچ ارتباطی ندارد؛ این یک مساله شخصی است؛ اما در خصوص امام (ره)؛ امام یک سری نظریات فقهی داشته اند که کسانی که از ایشان تقلید می کنند و مرحوم امام خمینی مرجع تقلیدشان هستند، علی القاعده باید از امام خمینی تقلید بکنند، اما ایشان یکسری نظریات سیاسی دارند و تا آنجایی که من می دانم، هیچ ولی فقیهی نگفته که اگر مردم از نظریات سیاسی من پیروی نکنند و برخی جنبه های نظریات سیاسی من را قبول نداشته باشند، مهدورالدم و کافر هستند؛ این ها چیزهایی است که شما دارید از خودتان در می آورید.

حواشی

*یکی از حاضرین جلسه که از اواسط جلسه با داد و فریاد جمله ای را تکرار می کرد و هرگز آن را مکتوب و در قالب سوال مطرح نکرد، بالاخره پاسخ خود را از صادق زیباکلام دریافت کرد. او چندین بار فریاد زد که «سه میلیارد چه شد»؟ «سه میلیارد را خورده ای!»؛ اشاره او به مبلغی بود که صادق زیباکلام برای ساخت مکانی به نام «دهکده امید» در کرمانشاه و پس از زلزله کرمانشاه جمع آوری کرده بود. زیباکلام در پاسخ به وی گفت: «پول کرمانشاه را من خوردم»؛ اما پاسخ او با تکرار همان دو جمله مجددا از سوی همان فرد، مواجه شد. صادق زیباکلام هم گفت: «شما می گویید من خورده ام، من هم می گویم خورده ام؛ اگر بگویم نخورده ام که شما می گویید خورده ای! بگویم خورده ام هم که باز دارید داد می زنید... پس چه بگویم که داد نزنید؟؟» زیباکلام سپس گفت: من توضیح کوچکی می دهم در این باره؛ یکی دوماه پیش، قوه قضاییه حساب مرا توقیف کرد. من را هم احضار کردند، بازپرسی انجام شد که چقدر پول جمع کرده اید و با این پول چکار کرده اید و...من رفتم و جواب دادم و فکر کردم بعد از این، موضوع حل شده، ولی دیدم حسابم همچنان توقیف است و بعد از مدتی از آگاهی احضاریه آمد جلوی در و همسایه که باید بیایید آگاهی جواب دهید. می دانید که پلیس آگاهی می رود سراغ دزدها و مال خرها و...؛ همسایه مان احضاریه را دید و گفت آقای دکتر این مال شماست؟ گفتم بله؛ فکر کنم همسایه مان در دلش گفت بیا، این هم همسایه ما که استاد دانشگاه هم هست و... دزد از آب درآمد. بعد دوباره احضار شدم به دادسرا و...سوال و جواب ها و...؛ جالب این است که هر چه بیشتر گشتند و بازرس فرستادند «دهکده امید»، هیچی پیدا نکردند؛ آخر سر هم که گفتند حسابتان را رفع توقیف می کنیم، به آن ها گفتم «کاش خیلی های دیگر هم بتوانند این طوری حساب پس بدهند».

*صادق زیباکلام در حین سخنرانی خود و پس از اشاره به حضور وطن دوستان و تبعیدشان به برازجان در سال های قبل از انقلاب اسلامی، با خنده گفت: فکر می کنم خیلی هم جای بد آب و هوایی نبوده که آن ها را تبعید می کرده اند؛ البته احتمالا در آذر تبعید نبودند و در تیر و مرداد تبعیدشان می کردند.

* صادق زیباکلام در پاسخ به یکی از حاضران در جلسه که بلند شده و فریاد می زد که تریبون می خواهم، گفت: 356 روز رادیو و تلویزیون، 24 ساعته دست تان است و ما دخالت نمی کنیم؛ 52 هفته نماز جمعه دستتان است و ما دخالت نمی کنیم؛ ما یک ساعت آمدیم اینجا و این اصلاح طلبان به ما تریبون داده اند، به ما اجازه نمی دهید؟ هر وقت در تلویزیون به من 5 دقیقه وقت دادید، من اینجا به شما 5 دقیقه وقت می دهم.این صحبت های زیباکلام با تشویق شدید حضار مواجه شد.

* یکی از خانم های حاضر در جلسه در واکنش به این سخنان زیباکلام، با صدای بلند اعتراض کرد که «پس آزادی بیان چی؟» و ادامه داد «گفت و گو دو طرفه باشد»؛ زیباکلام نیز پاسخ داد: آزادی بیان در تلویزیون و رادیو و نماز جمعه است. من آزادی خواه نیستم، آزادی خواه، تریبون های صداوسیما و نماز جمعه است.

* پس از اینکه زیباکلام به سوالی درباره رابطه ایران و امریکا پاسخ داد، برخی حاضرین در جلسه، شعار «مرگ بر امریکا» سر دادند که با واکنش دیگر حاضرین، بلافاصله خاموش شد.

* وقتی مجری برنامه پرسش و پاسخ گفت که «دکتر پرواز دارند و باید زودتر بروند»، یکی از خانم های حاضر در جلسه با صدای بلند فریاد زد که «سوالات ما را نخواندید» و صادق زیباکلام هم پاسخ داد که «سوالات شما را امشب در 20:30 جواب می دهم».

* یکی از خانم های حاضر در جلسه که در برخی زمان ها با شعارهایی سعی می کرد سخنان زیباکلام را قطع کند، در آخر گفت «شما سکولارید...» و زیباکلام هم پاسخ داد: «من سکولار هستم ولی دستم به خون آغشته نیست».

برچسب ها: صادق‌زیباکلام
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار